روابط دین و اخلاق به اشکال گوناگون مورد بررسی و تعریف قرار گرفته است حتی گاهی به نحو کاملا متضاد. علت این امر نیز این است که هر کسی که با این موضوع سر کار داشته به نظر می رسد که پیشاپیش دیدگاه خود در مورد این دو مفهوم را مشخصکرده بود. در این نوشته اصطلاح دین ناظر بر نحوه زندگی و یا تعریف راه رسم زندگی توسط آموزه های انسان آسمانی می باشد. یعنی وقتی که می گوییم اخلاق آیا هدف از آن بیان کای هنجار ها و عادت های عملی که به کار بردن آنها کمک به تکامل شخصیتی در آستانه تحقق کمال نهایی وی می باشد و همراه با هنجار هایی که در هر جامعه انسانی یافت شوند. صرف نظر از اینکه اعضای آن جامعه به قانون معین دینی ایمان دارند و یا نه در اینجا تمرکز ما بر روابط میان دین و اخلاق می باشد همراه با تأکید بر اهداف این دو و نیز برتری ها و شباهت های مشترک شان