در آمدی بر فلسفه اخلاق

Author

Abstract

یکى از مباحث بسیار مهمى که در دوره‏هاى اخیر، توجه متفکران و فلاسفه را به خود جلب کرده است، مبحث فلسفه اخلاق مى‏باشد.موطن دانش فلسفه اخلاق، غرب است و متفکران آن سامان در حوزه این علم، تأملات فراوان و انبوهى را فراهم آورده‏اند.فلسفه اخلاق در کشور ما، دانشى نوپا است و سابقه چندانى ندارد؛ولى در همین مدت، بزرگانى چند در این وادى گام نهاده و تحقیقات ارزشمندى نثار عالم علم و علما نموده‏اند.این نوشتار درصدد آن است تا به یکى از بخشهاى مقدماتى و مهم فلسفه اخلاق، یعنى مبحث «معرفت‏شناسى مفاهیم و گزاره‏هاى اخلاقى»و برخى فروع آن، بپردازد.این تقریر و قرائت، اساسا با استفاده و الهام از آراء استاد محمد تقى مصباح یزدى فراهم آمده است؛لیکن در عین حال، از آراء دیگر محققان نیز استفاده شده است و نیز نکات افزوده‏اى دارد.
مباحث مقدماتى اخلاق
در اصطلاح واژه اخلاق را معمولا در سه مقام به کار مى‏برند:گاهى به معناى صفات نفسانى رسوخ یافته است(اعم از فضیلت یا رذیلت)که موجب رجحان عمل و سبب انجام عمل بدون تفکر و تأمل مى‏گردد؛گاهى در مورد افعال ناشى از صفات غیر راسخ(اعم از فضیلت یا رذیلت) به کار مى‏رود.به بیان دیگر، در مورد صفات رسوخ نیافته‏اى است که سبب انجام فعل، از روى فکر و تأمل، مى‏شوند؛گاهى نیز، اصطلاح اخلاق فقط در مورد اخلاق فاضله به کار مى‏رود.براى مثال، مى‏گویند:فلان کار اخلاقى است، یعنى خوب و شایسته است و غیراخلاقى، یعنى ناشایست و بد.

Keywords