تشیه به عنوان یکی از دو شاخه اصلی سنت اسلامی تا دیر وقت از سوی محققان تشیع به عنوان یک پدیده سیاسی و یا التقاطی نکریسته شده است، حتی در دوران آخیر توصیف های آن به عنوان مذهب عشق، ماتم، شکست، نجات و ..... سبب شده استکه مرکزیت اساسی عقل در سنت فکری آن نادیده گرفته شود.
این مقاله در صدد ارائه تحلیلی مفهومی درباره ابعاد مختلف اصطلاح عقل در سنت شیعی بر اساس روایات قدیمی و نیز کند و کاوهای بعدی برخی از شخصیت های درچه اول علوم ظاهری و باطنی آن می باشد ابعاد معنوی ، اخلاقی، شناخت شناسی، کیهان شناسی، و معاد شناسی عقل در نظر گاه پیروان آل الرسول مزین به احادیث نبوی، گفتار های ائیمه اهل البیت و چیز هایی از علمای مطرح سنت شیعی بوده و همراه با عناصر تطبیقی در مقایسه با سائر مکاتب اسلامی آورده شده است.